سلام به همه دوستای خوب
من آرام هستم و از این به بعد قراره که براتون اینجا مطلب بنویسم اولین مطلب من یه شعر از خانم هاله جهان پیکره امیدوارم خوشتون بیاد.
به خیالم یه صدایی تو تن کوچه ها پیچید
رقصیدن چه نرم و آروم برگای غمزده ی بید
کوچه ی بن بست تاریک پرآواز و هیاهو
گل شب بو دست و دلباز میریزه عطرشو هرسو
بخیالم پنجره ها واشدن دونه به دونه
کاشکی این حس نفس گیر همیشه باما بمونه
پلی از عاطفه بستن چراغا با ظلمت شب
خنده ها قهرو شکستن اومدن به آشتی رو لب
تو پیاده رو نشستن دلای ساده و یکرنگ
غصه ها رو خالی کردن با یه خنده از دل تنگ
چه شکوهی تو شب ماس گرچه تاریکی نمرده
آدما رو تلخ و خسته سر شب خونه نبرده
میشه زیر نور مهتاب بشینیم شونه به شونه
تا لب غزلخون شهر واسمون آواز بخونه .

سلام به همه ی دوستام![]()
راستی به سرم زده وبلاگ گروهی بزنم چون این دوستم بهزاد اصلا ْ نمی یاد یه چیزی بنویسه
اگه خواستین تو این وبلاگ هم نویسنده می پذیرم اما شرایطی داره
اینکه:
۱- مطالب باید با مطالب من جور در بیاد
۲- از نوشتن مطالب غیر اخلاقی و سیاسی و از اینجور چیزا پرهیز شود
۳- پست مطالب جدید باید با تعداد نظرات هماهنگی کنه
(مثلاْ اینکه هر روز مطلب جدید ارسال نشود)
هرکی اینارو خوند و خواست نویسنده در این وبلاگ باشه یا با هم وبلاگ گروهی دیگری بزنیم
نظر رو در مطلب قبلی بزاره
پس زود باش عزیزم![]()
خدا حافظ
لیست نویسندگان پذیرفته شده:
۱-آرام
۲-مال تو پس زود باش بگو تا بررسی کنم
۳- شاید باشه ، شاید هم نزارم